
چند سال پیش یعنی در سال ١٣٨٣ آوازه ورود عروسکی ملی بین مردم و به خصوص کودکان پیچید. دو عروسکی که نام آن ها را تا پیش از آن در کتاب های درسی شنیده بودیم؛ «سارا و دارا».
آن روزها عروسکی زیبا به نام «باربی» آن چنان در بین بچه ها جا باز کرده بود که به نظر نمی رسید عروسکی دیگر بتواند جای آن را در آغوش کودکان بگیرد. اما شنیده ها حاکی از آن بود که این عروسک های جدید قرار است به جای عروسک فرنگی باربی وارد بازار شوند.
بسیاری از رسانه ها بی آن که بدانند این عروسک ها چه ویژگی هایی دارند آن ها را رقیبی جدی برای باربی عنوان و بارها مطرح کردند که سارای ایرانی به همراه برادرش دارا، سخت امپراتوری باربی پلاستیکی را به خطر می اندازند.
نشریه «یو.اس.ای. تودی» نیز همان زمان با انعکاس خبر ساخت عروسک های ملی در ایران نوشت : «باربی کنار برو: سارا با چادر می آید».
خبرگزاری «آسوشیتدپرس» نیز پوشش چادر سارا را جواب ایران به باربی دانست.
اما ماجرا برخلاف تصورات پیش رفت چرا که بالاخره انتظارها به پایان رسید و بعد از تبلیغات بسیار، عروسکی وارد بازار شد که برخلاف توقعات نه تنها از هیچ جهتی قابل مقایسه با رقیب خود نبود، بلکه بسیاری از ویژگی های باربی را که باعث علاقه مند شدن کودکان به این عروسک شده بود نداشت. به گونه ای که بعد از گذشت چند سال از ورود این عروسک، الان دیگر نه اثری از سارا و دارا است و نه دیگر کسی سراغ از عروسکی می گیرد که قرار بود جایگزین باربی معروف شود.
چند سال بررسی و طراحی کار توسط طراحان و سنجش ویژگی های عروسکی ایرانی و ملی متاسفانه با اقبال روبه رو نشد و بدتر از آن این که در طول این چند سال، اقدامی هم برای رفع اشکالات این عروسک که برای طراحی آن هزینه های بسیاری صرف شد صورت نگرفت.
چهره زیبای باربی، داشتن لباس های متنوع و زیبا، امکان حرکت اندام های آن، قیمت متناسب، آناتومی و ساختمان بدنی متحرک و ساده و بالاخره تنوع در مدل های ظاهری باربی همه از ویژگی های این عروسک است که حتی امکان مقایسه آن را با دارا و سارا فراهم نیاورده است.
