
حتما گوشه و کنار شهر ، شما هم دیده اید پلاکاردها و بنرهایی که داد می زنند: ایرانی ، ايرانی بخر. شعار ظاهر جذابی دارد و نتايجي بهتر. كالاي ايرانی كه فروش برود ، موتور صنعت و توليد تكاني مي خورد ، فرصت هاي شغلي كمتر از دست مي روند و يا ايجاد مي شوند. موضوع مهم اما آيا اين است؟ خريد همواره لذت بخش است، حتي براي آقايان كه هربار مجبورند نسبت به دفعه قبل پول بيشتري بپردازند. لذت مضاعف خريد در به دست آوردن يك كالای خوب نهفته است. صرف وقت ، پرداخت هزينه و رفع نياز با خريد يك كالای مرغوب و بادوام ممكن است. در چنين شرايطي مسلم است كه ايرانی يا خارجی بودن كالا مهم نيست. در واقع اين توصيه درستی نيست كه از مصرف كننده بخواهيم به هرقيمتی كالاي وطنی بخرد. ممكن است چشم و گوش بسته خريدن ، عاملی شود برای درجا زدن توليد كننده ايرانی. همان داستان و سرنوشتی که پيكان پيدا كرد. نكته بعد به سال های آينده برمی گردد. سال هايی كه قرار است ما به كاروان جهانی شده ها بپيونديم؛ اگر بشود، و توليدات فراوان ارزان و متنوع تر از اكنون در معرض ديد خريدار ايرانی قرار گيرد، چه می شود و با كدام شعار خريدار راضی خواهد شد. شايد اگر دولت به جای حمايت های اينچنين شعاری ، دست خود از جيب اقتصاد بيرون مي كشيد و سر هر گردنه راه بخش خصوصی را سد نمی كرد ، شايد اگر دلخوشی سرمايه گذار خارجی براي آمدن به اين ديار بيشتر می شد، شايد اگر احساس مسئوليت ، فرهنگ رقابت و توجه به استانداردها نهادينه تر می شد ، كالای ايرانی خود بخود خريده می شد، اشتغال ايجاد می شد و ...
